الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

334

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

شمشير بزنند ، آن گاه با آتش بسوزانند . در اين حديث ، تعليل عجيبى هم وجود دارد . « 1 » [ م / 37 ] شيخ با سند خود به عمار ساباطى ، دربارهء شك بين دو و سه در نماز مغرب ، روايت مىكند كه بايد سلام بدهد ، سپس بايستد و يك ركعت به آن بيفزايد . « 2 » شيخ در ردّ اين حديث چنين استدلال مىكند كه حديث ياد شده مخالف ديگر اخبارى است كه اصحاب بدان عمل كرده‌اند . نيز عمار ساباطى ، ضعيف و داراى مذهبى فاسد است و روايتى كه صرفاً وى ناقل آن باشد ، مبناى عمل نيست . نيز علماى شيعه بر ترك عمل به اين خبر اجماع دارند . « 3 » [ م / 38 ] همو با سند خود به ضريس كناسى روايت كرده است كه وى گفت : « از امام صادق عليه السلام دربارهء زن و عبدى پرسيدم كه به خطا مردى را كشته‌اند . » حضرت فرمود : « همانا خطاى زن و عبد هم‌چون عمد است ، پس اگر اولياى مقتول بخواهند ، مىتوانند آن دو را [ از روى قصاص ] به قتل رسانند . » [ م / 39 ] نيز با سند خود به ابو بصير از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه از امام دربارهء پسر نوجوانى نابالغ و زنى پرسيده شد كه مردى را از روى خطا ، كشته‌اند . حضرت فرمود : « خطاى زن و پسر نابالغ ، عمد شمرده مىشود ، از اين رو اگر اولياى مقتول بخواهند ، مىتوانند آن دو را بكشند . » « 4 » شيخ گويد : « اين دو روايت را به جهت در برداشتن احكام قتل عمد ، ياد كردم . اين جمله در روايت نخست كه " خطاى زن و عبد ، عمد مىباشد " و اين عبارت در روايت دوم كه " خطاى زن و پسر نوجوان ، حكم عمد را دارد " مخالف سخن خداى

--> ( 1 ) . كافى ، ج 7 ص 199 . ( 2 ) . استبصار ، ج 1 ، ص 371 . ( 3 ) . همان ، ص 372 . ( 4 ) . التهذيب ، ج 10 ، ص 242 ؛ استبصار ، ج 4 ، ص 286 ؛ كافى ، ج 7 ، ص 301 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 113 .